X
تبلیغات
رایتل


یک بهمنی اصیل

یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

 

امروز هم از اون روزهاییه که حسابی پرم. پرم از حرف، سکوت، ترس و هیجان.

کاشکی خورشید کوچولو اینجا بود و آرومم می کرد. ولی گویا خودش هم می دونه هوای دل حسابی ابریست.

نمی دونم، ولی دیگه حتی حس نوشتن هم ندارم. روزهای آخری حسابی سردم. ترس  از چیزهای جدید و تجربه نشده. شروع مرحله جدیدی از زندگی. با وجود اینکه تنها نیستم، مدام احساس تنهایی می کنم. دلم رو دارم جا می ذارم. اینقدر چیزها هست که بگم، ولی مثل همیشه دوست دارم که ساکت باشم. یه جورایی خسته شدم از حرف زدن درمورد چیزهایی که به کررات اتفاق میفتن.







12-aug-2011


نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر‌ماه سال 1390ساعت 01:42 ب.ظ توسط پسر ایران زمین نگاه (1)|



LinkDump


Archives


Links


Others


ساخت کد صوتی آنلاین