X
تبلیغات
زولا


یک بهمنی اصیل

یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

بالاخره تموم شد .

حرفهای ۲۵ سال از زندگی

با اینکه کف دست و پاهام خیلی سرد شده بودن ،

بدنم از عرق خیس شده بود

ولی تموم شد .

همه حرفهایی که داشتم و زدم .

حالا دیگه خیالم راحته ، دیگه سبک شدم .

اینقدر خوشحالم که مدام بغضم می گیره ...

یه حسی درونمه که نمی تونم بیانش کنم .

مشغله های فکریم خیلی خیلی کم شدن .

با اینکه جوابی قطعی نگرفتم ولی دیگه تموم شد .

بقیه چیزا دست خدا .









مامان و بابای عزیزم دوستتون دارم ...

الان و برای همیشه  ... بوووووسسسس .

نوشته شده در شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1389ساعت 06:04 ب.ظ توسط پسر ایران زمین نگاه (2)|



LinkDump


Archives


Links


Others


ساخت کد صوتی آنلاین