X
تبلیغات
زولا


یک بهمنی اصیل

یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

هشتم ماه فوریه بود 

ساعت حدود ۱۲ که سر کلاس شیمی نشسته بودم و معلم داشت از بچه ها امتحان بین ترم می گرفت 

معلممون تمام اطلاعات ریما رو ازش گرفت 

دفترچه ای که زیر دستش بود و توسط اون ریما مطالبش رو می نوشت 

ریمای بیچاره 

تمام سعیش رو می کرد که یه چیزی از اطلاعات خودش بنویسه 

فکر کنم اون شب از چشم درد خوابش نبرد 

فکر نمی کردم تا این حد بچه های کلاسمون فعال باشن!! 

همه سرشون همه جا بود بجز روی ورقه های خودشون 

حداقلش این بود که امتحان نمی دادم...

نوشته شده در پنج‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1388ساعت 08:03 ب.ظ توسط پسر ایران زمین نگاه (1)|



LinkDump


Archives


Links


Others


ساخت کد صوتی آنلاین