X
تبلیغات
رایتل


یک بهمنی اصیل

یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

و هنگامی که تو را در آغوش گرفتم 

و دستهایم را بروی دستهای ظریفت فشردم 

از خنک شدن دستهایم پنداشتم که تمام انرژی نهفته در اعماق وجودم در وجود توست 

حسی مانند رهایی و خلاصی از تمام غمهایی که مرا در بر گرفته بود 

سکوت... 

و تو بی هیچ قید و بندی، بی هیچ شرط و منتی آنها را در درون سینه پر از درد خود جای دادی 

سکوت... 

فاصله بین ما فقط لباسهایمان بود که مرزی قرار داده بود بین ما که بودن و نبودنش، بودن بود 

سکوت... 

نمی دانم چه مدت گذشت که وقتی به خود آمدم آسمان سیاه شده بود و وقت رفتن 

سکوت... 

و سکوت را شکستم و به انتظار سپیدی آسمان و فردایی دوباره به خواب رفتم

نوشته شده در پنج‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1388ساعت 08:18 ب.ظ توسط پسر ایران زمین نگاه (0)|



LinkDump


Archives


Links


Others


ساخت کد صوتی آنلاین